نه اونا می فهمن که اینا می خوان من من 4 روز رو باهاشون باشم.....
درگیری اینها و مشکلاتشون با هم داره مننو از گردونه کار بیرون می کنه و تازه اعصابم هم داره کش میاد....
حس ندارم...کاملا دارم تو بی حسی طی می کنم....
این چند روز تموم شه فقط تموم شه...
هم كلاسي...ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 722 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
فقط دعا کنیداین۴ روز بخیر بگذره و اونقدر حالمو بد نکنن که ....
تا الان که شمشیرها رو از رو بستن همگی....
هم كلاسي...
ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 785 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
هی همش حواسم هست بهشون و پیگیر کارهاشونم....
هر چند گاهی دلم می خواد نکشون بزنم اما....
کاش بفهمن...
هم كلاسي...ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 638 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
انگار برده دار هستن
انگار زرخریدم
انگار نمی فهمن
انگار زیادی دارم کار می کنم
هم كلاسي...ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 610 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
این روزها گویا خسته ای
موهای سیاهت را کوتاه کرده ای
نمی خندی
شعر نمی گویی
مرا به نام نمی خوانی
بهانه می گیری
آغوشم را نمی خواهی
صدایت می زنم
جز سکوت
کلامی برایم نداری
با این حال هنوز بانوی منی
بانوی من
که موهای سیاهش را کوتاه کرده
نمی خندد
شعر نمی گوید
بهانه می گیرد
سکوت کرده
مرا
و نامم را
و آغوشم را
نمی خواهد
بانوی من
که این روزها فقط کمی خسته است
اولین گیس بریدگی: ترجمه آلمانیش
In diesen Tagen scheint es müdeما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 656 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
بیرون بودم....دور دومین میدون اصلی شهر اصلا نمی شد ایستاد...آب ور داشته بود همه جارو....
از جوبهای آب به طرزی ترسناک آب بیرون می زد...
یه بلوار منتهی به خیابون خونه ما کلا زیر آب بود....
از خیابون که می خواستم رد شم یه لحظه حس کردم باید شنا کنم....
اولین گیس بریدگی: اینهمه مرد توی همین شهر به گفته خودش عاشق و دلباخته و دوست منه بعد یکیشون نزنگید ببینه زندم مردم یا آب منو برده....هعی
هم كلاسي...ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 593 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 616 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
نشستم یه ساعت با دوست دختر- عشق سابقش تو قیسبوک دل دادم قلوه ستوندم بعد رفتم سر کار و تمام طول مدت کار یا باید می نوشتم یا تلفن می زدم این فرد جلو چشمم بود....
بعد تازه از ش می پرسم حالش خوبه؟ بهش سلام هم برسون...
اولین گیس بریدگی نوشت: حماقته یا تحمل؟
دومین گیس بریدگی نوشت: خیلی سوال تو سرمه
سومین گیس بریدگی نوشت:Ich liebe dich
ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 572 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
اینجوری که پاشیم بریم بیرون....
بریم یه کافی شاپ یا رستوران دنج....یه گوشه که کم نور تر از بقیه جاهاست انتخاب کنم و بشینیم رو به روی هم....
بعد تا سفارش آماده شه سیگار روشن کنم و تکیه بدم عقب و با پام ضرب بگیرم روی پایه ی میز و دود کنم سیگار رو و دودشو بدم تو صورت طرف مقابل
بعد اون دوست برام حرف بزنه، ترجیحا از فلسفه و سیاست و اینجور چیزا....میخوام فکر نکنم فقط گوش کنم....و خیلی آروم جواب های کوتاه بدم
سیگارم که تموم شد سفارش رو بیارن.....
خب موقع غذا خوردن اصلن این ادا و اطوار ها رو ندارم...با شکمم شوخی ندارم اصلن هم دربند رژیم و کلاس نیستم....
بعد از غذا هم یه سیگار می چسبه
ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 562 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44
بعد به هوای توی صف عابر بانک ایستادم و هی به طوطیه نگاه کردم بعد فهمیدم که حرف هم می زنه با اون صداش....داشتم متعجب نگاش می کردم مه انگار نگاهام ترسناک شد یهویی جیغ زد: می ترسم....
اولین گیس بریدگی: اینقدر ینی ترسناک شده بودم آیا؟
هم كلاسي...ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 626 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44